السيد ابو القاسم النقيبي
75
اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني
اسمش ميرزا إبراهيم بود تا اينجا كلام سيد نعمةاللَّه بود وآخوند ملّا على نوري حكيم الهى هميشه مىگفت « كه خداوندا مرا بر اعتقاد عوام بميران » وميرزا إبراهيم را حاشية است بر اوّل شرح لمعه تا كتاب زكاة . وملّامحسن را تأليفات ديگر است مانند « كلمات مكنونة » وكتاب « مقتل أبو بكر وعمر وعثمان » وكتاب مفاتيح در فقه از طهارت تا ديات وبر أو شروح نوشتهاند مانند شرح آقا باقر بهبهانى وشرح بحر العلوم آقا سيّد مهدى طباطبائى وشرح برادر زادهى ملّامحسن ملّامحمّد هادي واين فقير مؤلّف كتاب را نيز بر آن حواشي غير مدوّنه است واز جمله تاليفات أو است كتاب عوامل ملّامحسن در علم نحو واين كتاب در ميان طلّاب داير است كه بآن تدريس مىكنند وملّامحسنبن محمّد طاهر قزوينى كه مؤلّف كتاب زينة السّالك است در شرح ألفيهء ابنمالك در چهار مجلّد شرحي بر عوامل سماعيهء عوامل ملّامحسن نوشته واين فقير شواهد اشعار عوامل ملّامحسن را بفارسى نوشتهام وهمچنين شرح فارسي بر فقرات . ثماناً بعد ما جاوزت الاثنين باتر كيب آنها بفارسى نوشتهام وهمچنين شرح فارسي بر عوامل ملّامحسن در مدّت نه روز نوشتهام وملّامحسن از شيخ محمّد پسر صاحب معالم اجازه دارد وسيد نعمةاللَّه در كتاب زهرالربيع نوشته كه واقع شد در زمان بعضي از اكاثره از ملوك شيعه از سلاطين كه ما معاصر به آنها بوديم زلزله عظيمى در نواحي شيروان وأطراف آن آمد بحديّكه بسيار هلاك شدند وحكايت كردند براي من جماعتى از ثقات از قرى از أماكن آنها نقل شد چون بپادشاه رسيد وأستاذ علّامهى ما محقّق كاشاني كه صاحب كتاب وافى ونحو آن از مصنّفات كه عدد آن دويست كتاب بلكه زيادتر است در آن مجلس حضور داشت سلطان از ملّامحسن از سبب آن سؤال كرد در جواب گفت : « از حيف وميل ورشوهى قاضيانست كه حكم بباطل مىكنند » سلطان گفت كه چون از اين سفر برگشتيم در هر بلدي مجتهدي تعيين كنم كه باو رجوع كنند ودر